یکی از ما!

 

نمیدونم چرا افتادم رو دور شکر خدا کردن!

خدائیش هر دم از این باغ بری میرسد!(از دید مثبتش)

امروز و در این لحظه،مراسم عقد فضیله است!

شاید گاهی توی کامنت‌ها بی‌نشون دیده باشینش!

فضیله یکی از آدمهای عجیب نزدیک به منه!

ما با هم،هم خیلی صمیمی بودیم و هم نبودیم.لحظاتی که با هم بودیم فقط تو اوج احساس میگذشت.یا شاد شاد یا غمگین غمگین!

توی این ۵سال آشنایی و رفاقت،چقدر که با هم خندیدیم و حرفهای فلسفی قلمبه سلمبه با هم رد و بدل کردیم.

فضیله تنها کسیه که ماجراهای اخیر من رو با تمام جزئیات و دلایل وقوعش میدونه!کسی بهتر از اون برای درد دل نداشتم!دوتایی شده بودیم سنگ صبور همدیگه!نمیدونم!شاید هم فقط اون سنگ صبور من بود و یکی دیگه سنگ صبور اون!!

                                                       ***

فضیله برای رسیدن به شوهرش خیلی انتظار و ناراحتی و دردسر کشید.

انگار عشق هرجا باشه،سختی و مصیبت رو هم با خودش میاره!

                                                       ***

خدایا!ازت میخوام قشنگ‌ترین زندگی‌های دنیا و آخرت رو نصیب این زوج عاشق کنی!

ایشالا روز به روز تعداد دوست‌های متاهلم بیشتر بشه!هر روز خبر عروسی و خوشبختی یکی!(این دعا یعنی دعا برای تنهایی روزافزون خودم)

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
حسین جعفریان

سلام نجمه جان شرمنده ام به خدا عروسی دوستتم تبریک میگم مبارکها باشه بقیش خصوصی [چشمک]