گاه در تنهايي

 
سالی که نکوست،از بهارش پیداست
نویسنده : najme - ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸۸
 

 

١.واسه تبریک عید یک کم دیر نیست؟!سوال

٢.میگن سال گاو سال خوبیه؛امیدوارم!منتظر

٣.کی باورش میشه که من بعد از ٢٠ روز اومدم سراغ وبلاگم؟!تعجب

۴.یادش به خیر!پارسال این موقع و البته دیشبش روز (و شب) خاطره‌انگیزی بود؛تقریبآ!بازنده

۵.یه روز مجری برنامه کودک به بچه‌ها یاد میداد برای سال جدیدشون برنامه‌ریزی کنن!

هرچی فکر کردم هیچ هدف و آرزویی پیدا نکردم که بخوام برای رسیدن بهش،برنامه‌ریزی کنم!!ناراحت

۶.امسال هم به عطالت و بطالت خواهد گذشت؛مثل بقیه عمر مبارک و شریف!نگران

٧.چقدر خوب که این همه بارون اومد،داشت واقعآ یادمون میرفت که تو بهار هم میشه بارون بیاد!بغلقلب

٨.فکر نمیکردم اینقدر راحت کمرنگ بشم برات.ایندفعه بی‌معرفتی از تو بود!دل شکسته

 


 
comment نظرات ()