گاه در تنهايي

 
چه می‌شود که یکی یافت نمیشود که...؟
نویسنده : najme - ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧
 

 

چند وقته یه آدم هم‌فکر و متفاهم با خودم(!) پیدا نکردم که با هم دو کلمه حرف بزنیم و بحث روشنفکرانه از خودمون در وکنیم و از گفتمان‌مون لذت ببریم!

چند وقته حتی یه دوست صمیمی پیدا نکردم که با هم بریم یه کافی شاپی چیزی، دور هم یه چیزی کوفتمون بفرمائیم و خوش باشیم.

چند وقته حتی کسی نیست که دلم بخواد باهاش باشم.

روی کره زمین چند میلیارد آدم دارن زندگی میکنن،اونوقت یه همزبون به‌دردبخورش سهم ما نیست!

نمیگم من آدم درجه ١ئی‌ام و دنیا دیگه مثل من نداره؛ اما توی این همه آدم یکی پیدا نمیشه که عین من مزخرف باشه که دوتایی بتونیم از با هم بودنمون لذت ببریم؟!

استاد عظیمی‌دخت* راست میگفت که آدمها تو این دنیا تنهای تنهان.با وجود این همه آدم،آخر آخرش هیچ کس برای آدم نمیمونه.

                                                     ***

پ.ن:این بلاگفا چه مرگشه دوباره؟!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

استاد عظیمی‌دخت دکترای فلسفه غرب از کانادا داشت.دوست‌داشتنی‌ترین استادی که توی ۴سال باهاش سر و کله زدیم!


 
comment نظرات ()