گاه در تنهايي

 
سرنوشت گریزناپذیر ما آدمها
نویسنده : najme - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۸٧
 

 

من دلم میخواد آپ کنم،اما انگار هیچ حرفی ندارم برای زدن!!

نه اینکه حرفی ندارم؛اما اینقدر دلم پر از غصه و حرفهای غیرقابل گفتنه که خودم هم سرگردونم!

نمیدونم چی باعث شده به اینجا برسم.

این حق من نبود!

سرنوشت نکبتی دارم که هیچ تلاشی نمیتونه عوضش کنه.

اینو دقیقا دیروز فهمیدم.

بعد از حدود سه هفته تلاش بی‌وقفه و تقریبا شبانه روزی! به من ثابت شد که تلاش یه دروغه،که هیچ غلطی نمی‌تونه بکنه!

این یه قدم بود. این سه هفته فقط یه قدم کوچولو بود،اما عین یه سقوط اساسی منو کوبوند زمین!

وقتی بی‌ثمری سرنوشت و تقدیر یه آدم میشه،هیچ راهی برای تغییرش وجود نداره؛شک نکنید!

پ.ن:کی میخواد این زندگی نکبت به آخرش برسه؟!سوالناراحت

 


 
comment نظرات ()